• حلقه هاي مفقوده در ساختار توليد
  • احداث ايستگاه دوچرخه سواري بانوان
  • فراخوان جذب سرمايه گذار
  • ديدار شهردار شهرکرد با بانوان ملي پوش فوتبال استان
  • 25 ارديبهشت روز بزرگداشت فردوسي گرامي باد.

جمهوری اسلامی ایران


ایران تلفظ راهنما·اطلاعات، به معنی سرزمین آریایی‌هابا نام رسمی جمهوری اسلامی ایران، کشوری در جنوب غربی آسیا و در منطقه خاورمیانه با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵ کیلومتر مربع وسعت (هفدهم درجهان)[۸] و بر پایه سرشماری سال ۱۳۹۵ دارای ۷۹٬۹۲۶٬۲۷۰ نفر جمعیت (هجدهم درجهان)است.

ایران از شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان و ترکمنستان، از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق همسایه است و همچنین از شمال به دریای خزر (کاسپین) و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.

پایتخت، بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر و مرکز فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اداری ایران، شهر تهران است. ایران یک قدرت متوسط و منطقه‌ای مهم در خاورمیانه است که به‌خاطر ذخایر بزرگ سوخت فسیلی‌اش که شامل بزرگترین میدان گاز طبیعی در جهان و چهارمین ذخایر نفتی بزرگ کشف و تأیید شده می‌شود، نفوذ و نقش قابل توجهی در امنیت بین‌المللی انرژی داشته و صنعت نفت، پتروشیمی و گاز طبیعی در ایران پیشتاز است. همچنین ایران میراث فرهنگی غنی دارد که بخشی از آن به عنوان ۱۹ میراث جهانی در یونسکو ثبت شده‌است که به عنوان چهارمین رتبه در آسیا و ۱۲مین رتبه در جهان است.ایران به واسطهٔ قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا موقعیتی راهبردی دارد.

ایران از اعضای مؤسس سازمان ملل متحد، سازمان اکو، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی و اوپک است. سیستم سیاسی کنونی ایران بر اساس قانون اساسی ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) بنا شده‌است که ترکیبی از یک دموکراسی نیابتی (دموکراسی پارلمانی یا مجلسی) با یک حاکمیت دینی است که فقهای اسلامی تحت یک مفهوم (رهبر ایران) بر آن حکمرانی می‌کنند. حکومت مشروطه سلطنتی دودمان پهلوی در ایران با انقلاب ۱۳۵۷ سرنگون شده و نظام جمهوری اسلامی جایگزین شد. این نظام حکومتی در قانون اساسی مصوّب ۱۳۵۸ (و بازنگری ۱۳۶۸) تشریح شده‌است و مقام رهبری در ایران بالاترین جایگاه رسمی است که از سال ۱۳۶۸ تاکنون در اختیار سید علی خامنه‌ای قرار دارد.

ایران کشوری با چندگانگی فرهنگیست که از گروه‌های زبانی و نژادی بسیاری تشکیل شده‌است که به‌طور رسمی اکثریت شیعه هستند. بسیاری از ایرانیان به زبان‌های فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، لری، بلوچی، مازندرانی، گیلکی، تالشی، اچمی و عربی صحبت می‌کنند اما زبان رسمی در ایران زبان فارسی است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت، پیشینه‌ای کهن دارد و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به‌شمار می‌رود.


پیش از تاریخنوشتار اصلی: تاریخ ایران پیش از آریایی‌هایافته‌های باستان‌شناسی، نشان از حضور انواع انسان در ایران از دوره دیرینه‌سنگی دارد.[نیازمند اسناد] ابزارهای متعلق به فرهنگ الدوایی و آشولی در ایران یافته شده‌اند.[نیازمند اسناد] در دوران میان‌سنگی بقایای انسان‌های نئاندرتال نیز در ایران به ویژه در زاگرس پیدا شده‌است.

انسان خردمند در حدود ۴۰ هزار سال پیش وارد ایران شد. آثار مربوط به دوره نوسنگی در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرودشت، سنگ نگاره‌های تیمره گلپایگان، کاشان و هفشجان یافت شده‌است. فرهنگ ابزارسازی این دوره تیغه و ریزتیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.

پیش از مادها (به‌شکل تمدن)

تمدن جیرفت، تمدن تپه سیلک، تمدن اورارتو، کاسی‌ها، تمدن تپه گیان، شهر سوخته و ایلامی‌ها از تمدن‌ها و حکومت‌های باستانی ایران پیش از دوران مادها هستند.

تمدن جیرُفت در استان کرمان در نزدیکی جیرفت و هلیل‌رود قرار داشته‌است. این تمدن مربوط به ۷۰۰۰سال پیش (پیش از تمدن بین‌النهرین) است؛ و به این روش به عنوان کهن‌ترین تمدن خاور شناخته می‌شود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل‌رود سکنی داشته‌اند. در این محل چند لوح گلی یافت شده که به خطی هندسی روی آن‌ها مطالبی نوشته شده‌است. با اینکه این لوح‌ها هنوز رمزگشایی نشده‌اند ولی در کل می‌توانند روایت‌گر آن باشند که این مردم سازنده خط و زبان بوده‌اند نه سومریان. پیش از این پنداشته می‌شد نخستین مخترعین خط، در آغاز سومریان (۳۶۰۰ پ. م) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند.

شهر سوخته بقایای شهری باستانی دارای تمدن است که بین شهرهای زابل و زاهدان واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال پیش از میلاد پایه‌گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ پیش از میلاد در آن سکونت داشته‌اند. به باور برخی باستان‌شناسان این شهر را باید کهن‌ترین شهر جهان دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند.

ایلامیان یکی از اقوام سرزمین کنونی ایران بودند که از ۳۲۰۰ تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات ایران فرمانروایی می‌کردند. تمدن ایلام یکی از کهن‌ترین تمدن‌های جهان است. ایلام باستان از سواحل خلیج فارس تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد.

از مادها تا پیش از اسلامنوشتار‌های اصلی: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیانماد قومی هندواروپایی و مرتبط با پارسها بود که در سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته شد نشیمن گزید.بر پایه برخی منابع مادها میان سده‌های ۹ تا ۷ پیش از میلاد حکومتی یکپارچه برای سرزمین‌های مادی تشکیل ندادند همچنین آنچه از متون آشوری - که اسنادی معاصر با دوران مادها هستند - برمی‌آید، آن است که مادها از سدهٔ نهم تا هفتم پ.م. نتوانسته بودند چنان پیش‌رفتی بیابند که سبب هم‌گرایی و یک پارچگی و سازمان‌یافتگی قبایل و طوایف پراکندهٔ ماد بر محور یک رهبر و فرمانروای برتر و یگانه - که بتوان وی را پادشاه کل سرزمین‌های مادنشین نامید؛ آن گونه که هردوت «دیوکس» را چنین می‌نماید - شده باشد.
پس از مادها، هخامنشیان بودند.

هخامنشیانپهناوری پادشاهی هخامنشیان (۵۵۹–۳۳۰ پیش از میلاد)هخامنشیان دودمانی از قوم پارس بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از رویدادهای مهم تاریخ گذشته‌است. اینان دولتی بنیان نهادند که بخش بزرگی از جهان را تحت تسلط خود درآورد. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد. پس از مرگ اسکندر در ۳۲۳ پیش از میلاد فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان درآمد. سلوکیان میان سال‌های ۳۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند.

اشکانیانهمبستگی مادها و پارس‌ها (در پلکان شرقی آپادانای تخت جمشید)اشکانیان (۲۵۰ پ. م تا ۲۲۴ م) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان امروزی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در خاور دریای مازندران در آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند.

این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس گسترش یافت. در دوران اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان، رهائی کشور ایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی را در سر می‌پروراند و پاسداشت تمدن ایران از یورش‌های ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، پاسداشت تمامیت ایران در برابر تجاوز خزنده روم به سوی خاور بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای تاریخ ایران داشت اما جنگ‌های فرساینده با روم عامل عمده‌ای در ایجاد ناخرسندی میان طبقات جامعه شد.

[کاروانسرای دیرگچین برجای مانده از دوره ساسانی]
کاروانسرای دیرگچین برجای مانده از دوره ساسانی
ساسانیان

ساسانیان خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را «اردشیر» (یا ارتخشتره؛ از «ارت»: مقدس، و «خشتره»: شهریار)[۴۸] بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای  [a]   [y]   [r]   [a]   [n]   [sh]   [t]   [r]   [y]  ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند.[۴۹] پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد در عراق امروزی بود.

دوران اساطیری[نمایش]
دوران باستان اولیه[نمایش]
دوران باستان کلاسیک[نمایش]
دوران میانه[نمایش]
دوران معاصر اولیه[نمایش]
دوران معاصر[نمایش]
جستارهای وابسته[نمایش]
گاه‌شمار تاریخ ایران
تاریخ ایران
[نشان درگاه]  درگاه ایران

پس از اسلام
در دوران حکومت اعراب

بیشتر ایران در دوران خلیفه دوم، عمر بن خطاب، به تصرف سپاه اسلام درآمد و به مدت حدود ۱۵۰ سال قسمت‌های گسترده‌ای از آن بخشی از خلافت اسلامی شد، البته در طول این دوره نیز حکومت‌های ایرانی کوچک و اغلب در شمال ایران نیز وجود داشتند. پس از خلفای چهارگانه، خلافت به امویان منتقل شد و در ابتدای قرن دوم عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما منصور دوانیقی، خلیفه دوم عباسیان، ابومسلم را کشت. بعدها قیام‌هایی از جمله خیزش المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.

طاهریاننوشتار‌های اصلی: طاهریان و تاریخ نیشابورطاهریان(۲۵۹–۲۰۵ه/۸۷۲–۸۲۰م) اولین حکومت مستقل ایران پس از حملهٔ اعراب بودند. در اوایل سده سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و به دلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی پس از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد. طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمین‌های دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف درآوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند. در زمان طاهریان قیام‌های بابک و مازیار که به ترتیب در آذربایجان و طبرستان (مازندران) رخ داد باعث شد که آن‌ها از توجه به شرق ایران بازدارد. به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند. آخرین امیر طاهری محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود. در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد.

صفاریاننوشتار اصلی: صفاریانصَفّاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود. یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث سه پسر داشت بنام‌های یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دورهٔ حکومتشان چندان نپایید.

سامانیاننوشتار اصلی: سامانیانسامانیان (۲۶۱–۳۹۵ ق / ۸۷۴–۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریباً بر تمامی سرزمین‌های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفایی زبان پارسی دری شدند.

خاندان سامانی از مردم بلخ بوده و آیین زردشتی داشتند، سامان خدا بنیان‌گذار اعلی خانواده از روشناسان محل و فرمانروای بلخ بود. اسد والی عربی خراسان در میانه سده هشتم با سامان دوست شد. سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت. پسران اسد اشخاص با کفایتی بودند و در سده نهم عهد مأمون عباسی به حکمرانی محلی ماوراءالنهر و هرات برگزیده شدند. مانند: علی در سمرقند، احمد در فرغانه و الیاس در هرات. ابراهیم پسر الیاس بود که بعدها به سپهسالاری دولت طاهری افغانستان رسید. احمد حاکم فرغانه در ۸۷۴ فوت، و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید. اسمعیل برادر نصر حاکم بخارا شد و همین شخص است که بعدها دولت حسابی سامانی را در سال ۸۹۲ پس از مرگ نصر گرفت و در سمرقند پایه گذاشت.

زیاریاننوشتار اصلی: زیاریانزیاریان و آل بویه دو خانواده دیلمی از نواحی دیلمستان یا همان گیلان بودند که توانستند به حکومت ایران غربی برسند.

در غرب و مرکز ایران دو سلسله دیلمی به نام آل زیار (۳۲۰ ه‍.ق) و آل بویه که هر دو از گیلان برخاسته‌اند نواحی مرکزی و غربی ایران و پارس را از تصرف خلفا آزاد کردند. دیلمی نام قوم و گویشی در منطقه کوهستانی دیلمستان بود. دیلمیان سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آن‌ها واگذاشتند و خود به عنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند. در واقع، پس از حکومت نیمه مستقل طاهریان و پس از صفاریان و در ایام امارت امرای سامانی در ماوراءالنهر، خانواده‌هایی از مازندران و سپس گیلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی، یعنی از خراسان تا بغداد تسلط یابند. حکومت این خانواده‌ها به نام دیلمیان شهرت یافته‌است.

بوییاننوشتار اصلی: بوییانآل بویه یا بوییان یا بویگان، (۳۲۰–۴۴۷ ق / ۹۳۲–۱۰۵۵ م) از دودمان‌های دیلمیان و شیعهٔ ایران پس از اسلام است که در بخش مرکزی و غربی و جنوبی ایران و عراق فرمانروایی می‌کردند.

بوییان دارای تباری دیلمی بودند و به زبانی ایرانی صحبت می‌کردند.سرزمین بوییان دیلمستان بود. در متون تاریخی تا حدود قرن هفتم و هشتم سرزمینی که امروز گیلان می‌نامند در گذشته با نام سرزمین دیلم یا همان دیلمستان و نواحی مازندران امروزی نیز طبرستان نامیده می‌شد.

غزنویاننوشتار اصلی: غزنویاندولت غزنوی یا غزنویان (۹۷۵–۱۱۸۷ م) (۳۴۴ ه‍.ق - ۵۸۳ ه‍.ق) یک دولت ترک نژاد،[۵۱] نظامی و اسلامی بود. دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تأیید خلافت عباسی بود. زبان رسمی این حکومت فارسی بود. شهرت این حکومت در جهان، بیشتر به خاطر فتوحاتی است که در هندوستان انجام داده‌است.

از آنجا که غزنویان نخستین پایه‌های شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیان‌گذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود. پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت می‌کردند. کار ایشان کم‌کم گرفت و به شهریاری هم رسیدند. نام‌آورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بودند. پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزهٔ فرمانروای‌اش به بخش‌هایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. حکومت غزنویان هند از نظر هنردوستی و توجه به شاعران پارسی سرا از اهمیت بالایی برخوردار است.

در اواخر حکومت سامانیان یکی از سپه سالاران ترک به نام الب‌تکین کوشید با همدستی عده‌ای دیگر، یکی از اعضای خاندان سامانی به نام نصربن عبدالملک بن نوح را به حکومت برساند اما نتوانست و پسر عموی وی یعنی منصور بن نوح به جای وی بر تخت نشست. پس از این ماجرا البتکین راهی شهر غزنه در افغانستان شد و در آنجا حکومت را بر دست گرفت.

سلجوقیاننوشتار اصلی: سلجوقیان
کتیبه نقش رستمسَلجوقیان یا سَلاجقه، یا آل سلجوق، نام دودمانی است که در سده‌های پنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) بر بخش‌های بزرگی از آسیای غربی، شامل ایران کنونی، فرمانروایی داشتند.

سلجوقیان در اصل غزهای ترکمان بودند که در دوران سامانی در اطراف دریاچه خوارزم (آرال)، سیردریا و آمودریا می‌زیستند.

سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، پس از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که پس از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با (به قول مورخین) کفار صادر کرد.

میکاییل سه پسر داشت به نام‌های یبغو، چغری و طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر پس از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساس خطر کردند؛ بنابراین سلاجقه بار دگر از روی اجبار بار سفر بسته و به بغرا خان افراسیابی پناه بردند. این حاکم از سر احتیاط، طغرل پسر بزرگ را زندانی کرد؛ ولی طغرل به کمک برادر خود چغری از زندان رهایی پیدا کرد و با طایفه خود به اطراف بخارا کوچ کردند.

در سال ۴۱۶ هجری ترکان سلجوقی به ریاست اسرائیل بن سلجوق برادر میکاییل دست به شورش زدند. اما سلطان محمود او را گرفت و در هند زندانی کرد. از طرف دیگر گروهی از یارانش دست به شورش زدند.

خوارزمشاهیاننوشتار اصلی: خوارزمشاهیانخوارزمشاهیان نام چند سلسله شاهی برآمده از خوارزم در سده‌های چهارم تا هفتم ق. از آن میان، خوارزمشاهیان بزرگ (۶۲۸–۴۷۰ ق/۱۲۳۱–۱۰۷۷ م) خوارزم، که اکنون در جمهوری خودمختار قراقالپاقِ ازبکستان به نام خیوه خوانده می‌شود، برپایه داده‌های اوستا، همان سرزمین ائیرینه وئجه، سکونت‌گاه آریائیان است که برای وجه تسمیه آن معانی مختلف، از جمله جایگاه برخاستن خورشید (خوار/ خور/ خوشید و زم به معنای زمین) بیان کرده‌اند.[۵۲] و[۵۳] «نوشتکین» نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سلجوقیان او را خرید. این غلام رفته رفته در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد. «نوشتکین» صاحب ۹ پسر بود که بزرگ‌ترین آنها، قطب‌الدین محمد نام داشت. پس از «نوشتکین»، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «۴۹۱ ق / ۱۰۹۸ م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد. بدین ترتیب دولت جدیدی بنیان‌گذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب‌الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد. پسرش اتسز هم که پس از او در ۵۲۲ ق / ۱۱۲۸ م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیری‌های متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند. چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «۵۵۱ ق / ۱۱۵۶ م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «۵۵۸ ق / ۱۱۶۳ م» و ماوراءالنهر «۵۵۳ ق / ۱۱۵۸ م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.

ایلخانیاننوشتار‌های اصلی: ایلخانیان، ایران در دوره مغول و حمله مغول به سلطنت خوارزمشاهایلخانان ایران نام سلسله‌ای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه‍.ق معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت می‌کردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند. لشکریان چنگیزخان نخستین بار در سال ۶۱۸ ه‍.ق معادل ۱۲۲۱ میلادی به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان سال ۱۲۲۵ میلادی به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. سال ۱۲۵۱ م. منگو، خان بزرگ یا قاآن، بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و کوبلای خان (قوبیلای) به ترتیب به ایران و چین پیروزی‌های مغولان را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران سلسله ایلخانیان ایران و قوبیلای با فتح چین سلسله یوان چین را بنیاد گذاردند. ایلخانان یعنی خانان محلی می‌گویند و غرض از این عنوان آن بوده‌است که سمت اطاعت ایلخانان را نسبت به قاآنان می‌رسانند و این احترام همه وقت از طرف ایلخانان ایران رعایت می‌شده‌است. فتح ایران به دست هلاکوخان پیامدهای مهمی چون پایان کار اسماعیلیان و انقراض خلافت عباسیان در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین بودایی داشتند اما به تدریج به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان خود را سلطان نامیده و نام‌های اسلامی برگزیدند.

در دوران ملوک‌الطوایفیبرگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان
نوشتار اصلی: ایران در دوران ملوک‌الطوایفیبا ضعف حکومت ایلخانان مغول حکومت‌های محلی در نقاط مختلف ایران سر برداشتند. حکومت‌های زودگذر سربداران در خراسان، چوپانیان در آذربایجان، مرعشیان در مازندران، کیائیان در گیلان، اتابکان لر در لرستان، و قراقویونلو و آق‌قویونلو در غرب و شمال غربی ایران از جمله این حکومت‌های محلی بودند. تیمور گورکانی نیز که در ماوراءالنهر دولتی قدرتمند تشکیل داده بود به ایران لشکر کشید و بخش‌های شمالی ایران برای مدتی در تصرف حکومت تیموریان بود.

صفویه
نوشتار اصلی: صفویان
[کتبیه‌های مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان یادگار دوران صفویان]
کتبیه‌های مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان یادگار دوران صفویان

صفویه دودمانی ایرانی و شیعه بودند که از ۹۰۷ تا ۱۱۳۵ ه‍.ق بر ایران فرمانروایی کردند. بنیان‌گذار پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه راستین صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۳۵ از شورشیان افغان شکست خورد.

دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به‌شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانندطاهریان، صفاریان، سامانیان، آل بویه، زیاریان و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدیدآوردند.[۵۴]

صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۵۵] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به (دلیل) دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در باختر و با ازبکها در خاور کشور رخ داد که شوند (علت) این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود.

افشاریهنوشتار اصلی: افشاریانافشاریه، نام سلسله پادشاهی در ایران و پیرامون آن از عراق و قفقاز تا شبه قاره هند در دورة میان برافتادن حکومت صفوی به‌دست افغان‌ها و برآمدن حکومت قاجار. مؤسس این سلسله نادرشاه (نادرقلی/ ندرقلی) از طایفه قرقلو (یا قرخلو) از افشارهای خراسان بود.[۵۷] وی ابتدا از فرماندهان سپاه صفوی بود، سپس به پادشاهی ایران رسید و بنیان‌گذار دودمان افشاریه شد. او دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود. وی ماوراءالنهر و و هند نیز لشکر کشید اما با مرگ او بیشتر متصرفاتش سر به شورش برداشتند.[۵۸] ساختار اداری ایران در دورة افشاریه مبتنی بر نظام اداری صفویان اما با تأکید بر نیروی نظامی به ویژه دردورة نادرشاه بود که حمله پیروزمندانه او به هند نیز در نتیجه توجه به ساختارهای نظامی بود.

زندیه
نوشتار اصلی: زندیان
[مسجد وکیل شیراز معماری برجای مانده از دوره زندیه]
مسجد وکیل شیراز معماری برجای مانده از دوره زندیه

زندیه، از طوایف لک و مؤسس این سلسله کریم‌خان می‌باشد. آنان در زمان شاه عباس اول از دامنه‌های کوه‌های زاگرس به حوالی پری و کمازان در نزدیکی ملایر کوچ داده شدند. این طایفه به سه تیره زند بگله و زند هزاره از یک تبار و زند خراجی از تبار دیگر تقسیم می‌شد.حکومت زندیان را کریم خان زند در سال ۱۱۶۳ ه‍.ق بنیان نهاد و میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب شاه پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است.

وقتی جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی‌کفایتی آنان را برای مملکت‌داری آشکار ساخت و عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را که از طریق مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند؛ ولی چون هیچ‌یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیسها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ هجری قمری بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفوذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند.

قاجاریه

قاجاریان از حدود سال ۱۱۷۰ تا ۱۳۰۴ ه‍.ش بر ایران فرمان راندند. ایل قاجار یکی از طایفه‌های ترکمان بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند و در دوران صفویه به سپاه قزلباش حامی صفویان پیوستند. شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته‌است. بنیان‌گذار این سلسله آغامحمد خان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه است. رنگ‌ها و ترتیب آن‌ها در پرچم کنونی ایران در زمان پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار و در زمان صدارت امیرکبیر مدون گردید و برای اولین بار نیز در دوران صدارت امیرکبیر به سال ۱۸۴۹، در سفارت ایران در لندن، پرچم شیر و خورشید ایران برافراشته شد.سرانجام، رضاخان میر پنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی در سال ۱۳۰۴ احمد شاه، آخرین شاه قاجار را برکنار کرد و رضاشاه پهلوی، جای او را گرفت.

پهلوی

سخنرانی محمد مصدق
فهرست
0:00
توضیحات مصدق در مورد مردم سالاری و نقش ایرانیان در نهضت ملی شدن صنعت نفت
آیا مشکلی با شنیدن این پرونده دارید؟ راهنمای رسانه را ببینید.

دودمان پهلوی پس از انحلال سلسله قاجاربا رأی مجلس شورای ملی بر ایران حکومت کردند. رضاخان میر پنج پس از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به کمک سید ضیاالدین طباطبایی و به عنوان وزیر جنگ منصوب شد.[۶۴] چندی بعد به مقام ریاست الوزرایی احمد شاه قاجار رسید. مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۴ قاجارها حکومت قاجار را منحل کرد و رضاخان را به عنوان پادشاه ایران انتخاب کرد.

با حمله متفقین به ایران در شهریور ۱۳۲۰ رضاشاه از قدرت خلع و از ایران تبعید شده و پسرش محمدرضا شاه پهلوی به جای او به قدرت رسید. در سال ۱۳۳۲ در جریان ملی شدن صنعت نفت، محمدرضاشاه از ایران گریخت اما با کودتای ۲۸ مرداد علیه مصدق، به ایران بازگشت و قدرت خود را تحکیم کرد. او با وقوع انقلاب اسلامی ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام ۲۵۰۰ ساله سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷، انقلابی بود که با شرکت اکثر مردم و احزاب اسلام‌گرا، ملی‌گرا، سوسیالیستی، و روشنفکران ایران، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. این انقلاب به رهبری خمینی به پیروزی رسید. سلطنت پهلوی با انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد.

جمهوری اسلامیتظاهرات روز ۲۵ خرداد ۱۳۸۸نظام جمهوری اسلامی ایران حکومت کنونی ایران است که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ و در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۳۵۸، طی یک همه‌پرسی با رأی آری ۹۸٫۲٪ درصد از شرکت‌کنندگان تشکیل شد.

کلیه بخش‌های حکومتی جمهوری اسلامی ایران، با انتخاب مردم (به صورت مستقیم یا غیر مستقیم) و تحت نظارت استصوابی تشکیل می‌شود.ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است؛ رهبر در رأس هرم قدرت قرار دارد و علاوه بر فرماندهی کل قوا و انتصاب روسای قوه قضاییه و صدا و سیما، وظیفه انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام و نیز شورای نگهبان (نظارت استصوابی) را نیز بر عهده دارد.پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه مجریه، قضائیه، و مقننه است. مجلس خبرگان وظیفه انتخاب، تایید و عزل رهبری را بر عهده دارد و مجمع تشخیص مصلحت نظام هشت وظیفه بر عهده دارد که یکی از آن‌ها رسیدگی به اختلافات مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان است.در دوره حکومت جمهوری اسلامی تحریمهای زیادی گریبان اقتصاد ایران را گرفت.این تحریم‌های اقتصادی در کنار ضعف‌های ساختاری و مدیریتی، شرایطی را رقم زده است که میانگین رشد اقتصادی ایران در سال‌های بعد از انقلاب اسلامی حدود دو درصد بوده است.